تبليغاتX
طلوع سپیده

طلوع سپیده

نیم نگاهی به کوهنوردی و کوهستان از دریچه ورزشی فرهنگی اجتماعی هنری

 

با سلام

بعد از چند ماه دوری از کوه و ورزش قرار بود با دوستان گروه کارگران یه برنامه جنگل داشته باشیم که متاسفانه اجرا نشد و باتوجه به اینکه برنامه صعود قله سماموس در تقویم ورزشی درخرداد ماه اجرا نشده بود برنامه سماموس رو اجرا کردیم

روز دوشنبه 88/8/.4 ساعت 7.30 صبح از همدان به اتفاق 16 نفر از دوستان به سمت رامسر حرکت کردیم و صبحانه هم تو ماشین صرف شد بعد از عبور از لوشان و منجیل و رودبار حدود ساعت 14به امامزاده هاشم رسیدیم و توقف یه ساعتی برای صرف ناهار و اقامه نماز داشتیم و از اینجا بود که بارندگی شروع شد

در حالیکه از بارش باران لذت میبردم همه اش به این فکر میکردم که فردا چطور میشه؟ باران اجازه صعود میده یا  ....؟

حدود ساعت 18رسیدیم رامسر و یه ملاقات کوتاه با مسئولین کوهنوردی رامسر داشتیم و وضعیت منطقه و شرایط صعود رو بیشتر بررسی کردیم هر چند که عزیزان ما رو از صعود منع کردند و شرایط رو نا مناسب اعلام کردند اما گروه تصمیم گرفت به سمت جواهر ده حرکت کنه و شب رو در جواهر ده سپری کنیم و اگه فردا بارندگی قطع شد و شرایط مناسب بود صعود انجام بشه

ساعت حدود 17.30 رسیدیم جواهر ده و در منزلی ساکن شدیم در حالیکه باران به شدت در حال باریدن بود

بعد از صرف شام  به استراحت پرداختیم و فردا ساعت 5 صبح بیدار باش بود بعد از صرف صبحانه گروه برای صعود آماده شد و ساعت 6 با تو جه به اینکه بارش متوقف شده بود و احتمال بارش کمر شده بود با تجهیزات مناسب مسیر رو به طرف قله سماموس در پیش گرفتیم

بعد از عبور از جواهر ده در امتدا رودخانه مسیر رو ادامه داده و در هوای مه الود توام با شبنم لطیفی که پوست صورت رو نوازش میداد به انتهای رود رسیدیم و مسیر سمت راست رو ادامه داده و دقایقی در کنار چشمه توقف داشتیم و مسیر ور به سمت بالا ادامه داده به جاده نظامی رسیدیمو الباقی مسیر رو از طریق جاده طی کردیم بعد از رسیدن به نزدیکی قله از جاده خارج شده و به سمت راست شیب رو در پیش گرفتیم و ساعت حدود 12 گروه با موفقیت در هوای نسبتا سرد قله رو صعود کرد

مسیر برگشت رو  در پیش گرفتیم و ساعت حدود 16به جواهر ده رسیدیم

و بعد از استراحت روز چها شنبه مسیر برگشت به طرف همدان رو طی کردیم

در مسیر برگشت زیبایی های جنگل و هوای مه آلود مسیر و دریای خزر رو هم نظاره کرده و بار دیگر عظمت و بزرگی خدا رو تحسین نموده و شکر گزار نعمتها شدیم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 18:54  توسط مسعود عسگری  | 

با سلام

بالاخره بعد از مصدومیتهای پیاپی و دوری موقت از کوهستان پنج شنبه گذشته موفق شدم یه صعود خوب رو داشته باشم

صعود یاد شده به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس و با حضور حدود ۱۲۰ نفر از  کوهنوردان  سراسر کشور برگزار شد و مسیر دره مراد بیک به قله یخچال صاحب الزمان واز آنجا  به طرف شهر سرکان  طی شد

برنامه از ساعت ۴.۴۵دقیقه صبح پنج شنبه از دره مراد بیک آغاز شد ابتدا در مسجد نماز صبح اقامه شد سپس شرکت کنندگان در برنامه توسط خودرو های کمک دار به خانه ها ییلاقی منتقل شده و تیم ۱۲۰نفره به سمت جان پناه ایزدی حرکت کرده و  به منظور صرف صبحانه و استراحت در فضای اطراف جان پناه مستقر شده و پس از توقف حدود ۴۵ دقیقه به سمت پناهگاه یخچال حرکت کردیم و پس از توقف ۳۰ دقیقه ای مسیر رو به سمت قله ادامه داده و ساعت حدود 11 قله یخچال صعود شد  سپس مسیر رو به سمت سرکان از سمت دره زیر قله ادامه داده و در مسیر مورد استقبال کوهنوردان و مسئولین ادارات  سرکان و تویسرکان قرار گرفتیم و پس از رسیدن به جاده  خاکی موجود پس از اقامه نماز توسط خودروهای از پیش تعیین شده به سمت تویسرکان حرکت کرده و بعد ازصرف ناهار به سمت همدان حرکت کردیم

نکته  جالب تو جه دیدار دوستان و همنوردانی از شهرهای مختلف بود    که به دلیل مشغله های کاری مدتها از نعمت دیدارشون محروم بودیم

امیدوارم در اینده هم شاهد برگزاری برنامه هایی مشابه باشیم

به سمت پناهگاه

پناهگاه یخچال

در مسیر قله

قله یخچال

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 22:35  توسط مسعود عسگری  | 

با سلام

حسین رضایی در پستی با عنوان   «قله‌نوردی» در «صعود فارسی» به نقدی خواندنی در مورد صعود ایرانیان به کوه‌های بلند و روش ارزش‌گذاری این صعود‌ها پرداخته است که به‌ویژه پس از مصاحبه کاوه کاشفی با ایرنا در مورد درخواست مدال برای افراد تیم، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و خواندنی‌تر می‌شود.

حسین رضایی چنین نوشته است:

 قله ! قله ! قله! ... و گاه صعود به آن به هر قیمت ممکن ، حتی قمار با جان!... واقعاً چرا رسیدن به قله به ویژه در صعودهای برون مرزی کوه نوردان کشورمان ، این همه مهم و تعیین کننده است ؟!

...شکی نیست که به جز برنامه ای با هدف گشایش مسیر، رسیدن به قله ی یک کوه هشت هزار متری در هیمالیا - توسط تیمی دولتی یا مستقل- با توجه به تبعات و بازتاب افتخارآفرینی های ملی آن، ویژه ترین هدف ترسیم شده برای یک برنامه ی برون مرزی است، وگرنه در پوسترها و تراکت های تبلیغی آن برنامه مثلاً می نوشتند: "صعود به کوه هشت هزار و چندصد متری فلانبروم تا هر ارتفاعی که شد "!

... لذا بدیهی است که ترسیم هدف اصلی و ارزشمند برای یک برنامه، اوج قله و ثبت نام و نشان ایران عزیز بر فراز آن می باشد و عموماً همه ی تلاش ها بر این اساس به بارخواهد نشست ... اما گویا مانند هر رویدادی که انحراف از معیار وجود دارد و یا کار به جائی می رسد که هدف وسیله را توجیه کند، در این خصوص نیز چالش هائی گریبان گیر هیمالیانوردی ایران شده و گاه آن چنان شدت میآبد که یا در صعود تیمی مستقل؛ همنوردی تنها رها شده و مفقود می شود و یا در صعود تیمی دولتی؛ پزشک تیم، همراهی و تحقق مسئولیت های خود را منوط و مشروط به صعود قله می نماید! ...با این وصف سئوال این است :

- آیا به راستی صعود به قله باید به هر قیمت ممکن و تحت هر شرایطی صورت گیرد؟!
- آیا باید روح و روان کوه نوردان تیم را فقط و فقط برای صعود نهائی به قله تمرین داد و مهیاء کرد ؟!
- آیا باید با متمرکز شدن بر عناوین هیجانی و پرطمطراق چون رکورد شکنی، اولین بار و...، شهوت شهرت را تا حد دوپینگ برانگیخت ؟!
- آیا باید پیش از برنامه به گونه ای روی هدف گذاری نهائی برنامه تبلیغ کرد که افکار عمومی تنها منتظر و مستعد شنیدن خبر صعود نهائی به قله باشند و حتی کار به شرط بندی هم برسد؟!
- آیا باید رسانه ها را تنها به انعکاس خبر صعود به قله معطوف کرد و عادت داد ؟!
- آیا باید ارزش های اخلاقی و انسانی را با هدف گام نهادن به قله ذبح کرد؟!
- آیا باید میزان خطر پذیری را برای یک صعود ماجراجویانه، آن چنان بالا برد که از آن به «جنون» تعبیر شود؟!
- آیا باید مانند رشته های توپی که برای پیروزی و به اصطلاح تقویت روحیه ی بازیکنان از سوی مسئولین وعده ی جوایز میلیونی داده می شود، برای تمام کننده ی صعودهای برون مرزی نیز جایزه ی ویژه و ترغیب کننده گذاشت؟!
- آیا باید صعود به قله ها را با عبارت میلیتاریستی "فتح" به گونه ای تلقی کرد که در صورت عدم موفقیت "شکست" ارزیابی شوند ؟!
- آیا باید توانائی های فردی رسیدن به قله را در بین اعضای تیم به گونه ای مهم جلوه داد که در اندیشه ی برد و باخت و کم کردن روی همنورد خود، با هم مسابقه دهند ؟!
- و آیا ...و آیا باید با توجه به نحوه ی رایج نگرش، هدف گذاری و راهبرد صعودهای برون مرزی ایرانی ها به قلل مرتفع دنیا - جدا از سعی و خطاها و ضعف های آموزشی - در مقایسه با فرهنگ حاکم بر کوه نوردان هم سطح بین المللی، عنوان منحصر به فرد "صعودفارسی" را برگزید و خلاص ؟!

از این سئوالات که بگذریم و صد البته پاسخ شفاف آن ها را متأسفانه در تجارب تلخ صعودهای چند سال گذشته جست و جو و ریشه یابی کنیم، نکته ای که درخورتوجه است و کمتر به آن پرداخته شده، این که؛ آیا این منصفانه است در شرایطی که صعودهای منفرد توصیه نمی شود(!)، در یک تلاش جمعی برای یک صعود برون مرزی که بیش از پنجاه روز زمان و انرژی صرف آن می شود، بر اساس روالی که سنت شده، دست آخر میزان موفقیت افـــراد را خط کشی کرده و بـــر مبنای شاخصی تحت عنوان " تا ارتفاع صعود شده " فقط به دو تا سه نفر از یک تیم ده دوازده نفره، مدال، جوایز ویژه و مزایا دهیم و بقیه را تنها از موهبت تقدیر نامه ای مبنی بر همراهی ارزنده، تلاش بی شائبه و اجر معنوی و اخروی آن برخوردار کنیم؟! آیا مگر در سایر رشته های تیمی مانند: فوتبال، بسکتبال، والیبال، هندبال، واترپلو و غیره، تجلیل از قهرمانان یک تیم، مشمول نیمکت نشین ها و افراد ذخیره نمی شود ؟!

...بی گمان تصویب آئین نامه ی معادل سازی مدالی - برای صعودهائی که مجوز شورای برون مرزی دارند- باتوجه به محدودیت هایی که متولیان امر در دهه ی گذشته با آن مواجه بوده اند و در شرایطی که مسئولین سازمان ورزش کشور غالباً به کوه نوردی دیدگاه "گلگشت" و نه "قهرمانی" داشته اند، اقدام ارزنده ای بوده و هست، اما آیا زمان آن نرسیده که علاوه بر ارزش گذاری متری برای ارائه ی احکام قهرمانی، تشویق و تجلیل از همه ی اعضای یک صعود شاخص برون مرزی مورد توجه مسئولان و بازنگری کارشناسان قرار گیرد ؟!

علی القاعده سازمان ورزش بر اساس ملاحظات و توجیهات بودجه ای و با توجه به تعدد نفرات و کثرت صعودهای سالیانه، زیر بار معادل سازی ده ها مدال طلا ، نقره و برنز جهانی و مزایای احکام قهرمانی برای تمامی نفرات یک تیم کوه نوردی نخواهد رفت، اما می شود طرح ها و پیشنهاداتی را ارائه کرد تا افرادی که مخلصانه و بی حاشیه هم پای شرپاها، باربری و کار تدارکاتی کرده اند و آن فرد توانمند و خوش اقبالی که قله را صعود می کند مرهون مساعدت آنهاست، نیز به عنوان یک تلاش جمعی و وابسته به هم، دارای منزلت و از تقدیر شایسته برخوردار شوند، تا حتی المقدور زمینه ی مصادیق رفتارهای پیدا و پنهان غیر اخلاقی در بین اعضای تیم، مانند: حسدورزی و یا رقابت های ناسالم وپرهزینه ظهور و بروز نیابد، و همه ی توجهات نیز با عطف به احراز مدال های رنگارنگ و دریافت فلان جایزه، فقط تحت الشعاع صعود به قله قرار نگیرد !

...آیا چنین مؤلفه ای به سهم خود در فرهنگ سازی اخلاقی و انسانی و دگردیسی صعودهای برون مرزی ایرانی که در شرایط فعلی، صعود به قله مهمترین کانون توجه است، مؤثر نیست ؟!

نقل از :http://aramkuh.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 12:42  توسط مسعود عسگری  |